عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

454

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

خدايا اگر ابو عمرو ستم روا داشته است ، پس برخى از ظواهر سختى و ناراحتى بر او بفرست ، سختى اندكى از آسيب مارى كور و كر كه به اندازه‌اى زيسته كه با خون راه نمىرود و هرگاه اندكى گرسنگى به او برسد ، مىبويد و صداى دندان نيش وقتى انتظام مىيابد ، صداى فرورفتن درفش در دامى از چرم است . 441 - فبت . . . ص 179 پس شب را به سر بردم در حالى كه گويى از ميان مارهاى خال‌دار ، مار لاغرى كه در نيشهايش زهر بود و كشنده ، بر من حمله كرد . 442 - 443 و من حنش . . . ص 179 و چه بسا مارى كه دعانويسان را پاسخ نمىدهد و خال‌دار است و داراى نيشى همچون طناب مىباشد ، كر است و شنوا ، خواب يا استراحتش بسيار است و چاك دهانش گشاده و عرق النساء ( رگ تا شتالنگ ) ندارد . 444 - كان مزاحف . . . ص 180 گويى مواضع جنبيدن مارها در آنجا ، پيش از بامداد آثار تازيانه‌ها بود . 445 - و من حنش . . . ص 180 و چه بسا مار زود كشنده لعابى كه گويى در جاده قديمى ، همانند ريسمان باريك دهانه مشك بود . 446 - رجيعة . . . ص 180 . . . ناقه‌اى كه مسافرتهايش مكرر است و گويى افسارش مارى است كه به سمت چپ دو مچ دستش ، سر به زير افكنده است . 447 - 448 فلما اتته . . . ص 181 چون نزد آن شتر آمد ، در چوب افسار آن ، افسارى محكم همانند شيطان « حماطه « 40 » » فروبرد ، چه در حالى كه پرهيز شتر از افسار چنان بود كه گويى آن زن مار خال‌دارى را در افسار فروبرده است . 449 - كان مشيتها . . . ص 181 گويى حركت وى از خانه زن همسايه‌اش ، حركت قطعه ابر است ؛ نه كند است و نه شتابان .

--> ( 40 ) - شيطان الحماطة : لقب مار است ؛ به اين سبب كه با درخت حماط ( شبيه انجير ) انس دارد . رك : لسان العرب ، ريشه حمط . - م .